السيد موسى الشبيري الزنجاني

7700

كتاب النكاح ( فارسى )

حالا اگر روايتى پيدا شود كه دلالت بكند بر اينكه بايد به مقدار بيست فرسخ مسافرت كرد تا اينكه نماز شكسته و روزه خورده شود ، چنين روايتى نمىتواند مقيّد روايت تحقق سفر به هشت فرسخ باشد و چنين تقييدى عرفى نيست . در اينجا هم كه موضوع براى سه حكم مذكور از جمله ضرب ، عبارت از خوف از تحقق نشوز است كه به صرف ظن به آن حاصل مىشود ، اگر بخواهيم به اين صورت آن را قيد بزنيم كه اگر آن ظن تبديل به قطع و علم بشود ، ضرب زن جايز مىشود ، چنين تقييدى در نظر عرف صحيح نبوده و نيست بين آنها تباين است و لذا آيه شريفه به چنين قيدى قابل تقييد نيست . و اگر بخواهيم اينطور بگوييم كه مقصود اين است كه اگر علاوه بر خوف ، نفس نشوز هم تحقق پيدا كرد ضرب جايز مىشود ، چنين تقييدى عرفاً حتى بيشتر از بيان قبلى خلاف ظاهر مىشود . « 1 » توجيه كاشف اللثام : در « كشف اللثام » « 2 » براى اين قول بيان ديگرى دارد كه ظاهراً اين اشكال متوجه آن نمىشود و آن اين است كه ما بياييم « واضربوهن » در آيه شريفه را بر خلاف ظاهر آن كه عطف به « فعظوهن » است ، عطف به جمله ( وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ ) قرار بدهيم ؛ يعنى « واضربوهن » به جاى « اللاتى . . . » قرار بگيرد نه به جاى خصوص « فعظوهن » و عطف به خبر « واللاتى » بشود ، و البته « وان نشزن » را هم درباره « واضربوهن » در تقدير مىگيريم تا اينكه معناى آن صحيح بشود ؛ چرا كه حكم به مطلق ضرب قطعاً صحيح نيست . اشكال توجيه مذكور : چنين عطف خلاف ظاهرى ، آن هم با چنين تقديرى ، باز هم به طور قطع عرفيت ندارد و لذا چنين توجيهى هم نمىتواند صحيح باشد .

--> ( 1 ) - توجيه ديگرى را هم در مورد اين تفصيل شهيد ثانى در « مسالك » آورده‌اند كه عبارت از رعايت احتياط است . بررسى آن به خاطر مناسبت بيشتر آن با بحث از ترتيب بين احكام سه گانه وعظ ، هجر و ضرب ، در آنجا ( ص 37 - 39 ) مىآيد ( 2 ) - كشف اللثام 7 : 518